/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی کمارجی نژاد

تگرگی نیست، مرگی نیست صدائی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است سلام از شعرای معاصر اخوان رو بیش از همه دوست دارم! به ترانه برسیم: ترانه خیلی خوب شروع می شه اما تو مصرع "گلای دلخوشی من به دست سایه پژمردن" کمی کلیشه میشه و نبض کار می خوابه. در این قسمت"دردآشنای درد" هم پیشنهاد میدم به"هم آشنا" تغییرش بدی. مصرع"چرا که چکمه ی نفرین,من و آیندمُ له کرد" خیلی خوب و درست پرداخته شده. ارتباط مصرع "مث زیبایی دنیا..." را با مصرع بعدی اصلا متوجه نشدم! تعریف رفاقت سلول با سراینده هم فکر چندان خوبی بوده باشه چرا که کلا فضای ترانه در تضاد با طناب دار و اعدام و زندونه! بقیه کار خوب و قشنگه ولی باز هم آمار تعابیر دم دستی در آن بخش هم قدی توی ذوق می زنه.منظورم کلمات نیست که صد البته نمیشه کلمه ای رو کهنه نامید اما ترکیب اونها در هر مصرع منجر به خلق چیز درخشانی نشده. احساس جاری در ترانه خوب است اما نیاز به پرداخت بیشتری داشته! ببخش اگه زیاد مزخرف نوشتم.سعی کردم هرچه به ذهنکم می رسه یادآوری کنم! ----------------- اینم آهنگساز هایی که گفتی: شبتاب/آواز پری ها/راهی/تقوی

علی کمارجی نژاد

زیاد نوشتم توی قبلی جایی نگرفت! اینم آهنگساز هایی که گفتی: شبتاب/آواز پری ها/راهی/تقویم: فرید زولاند - ساعت شوم/دلتنگم: بابک سعیدی - همدرد: محمد شمس - شطرنج:داریوش اقبالی - تصویر رویا:مهدی براهی در ضمن هنوز لینک های آقا مجید هست میتونی اونها رو باز کنی اطلاعات مفصلی در اختیارت میذاره! --------------- برقرار باشی و سبز

الناز(یلدا)اسفندفرد

سلام.. ببخشید که دیر اومدم...این روزها خیلی گرفتارم..عکس ها که قابلی نداشت.. خواهش می کنم.. این کارتون رو خیلی دوست داشتم.. فضاش برام تازگی داشت... چقد سخته برام حتی,همین چن لحظه ی آخر می خوام راحت شم از دنیا,از این زندون درد آور خیلی خوب بود به دست سایه پژمردن="به" توی ذوق میزنه امید من دیگه مرده,شدم دردآشنای درد چرا که چکمه ی نفرین,من و آیندمو له کرد این بند خط دومش عالیه! اما خط اولش نه! پایان بندیت اصلا خوب نبود! یعنی در حد کل کار نبود می تونست بهتر از این باشه... سبز باشی

علی

من بیشمار ,مرغ گرفتار ديده ام اما يكي چنان تو ,اسير قفس نبود من سرگذشت تلخ,فراوان شنيده ام اما به تلخ كامي تو,هيچ كس نبود حسين عزيز شايد من نتونم تك تك كلمه هاي شعرت بفهمم ولي بدون كه تو تنها نيستي و تنها هم نخواهي ماند.من هميشه كنارتم حتي تو سلول انفرادي[شوخی]

نینا

اگر بداني... چه کسي،کشتي زندگي را از ميان موج هاي سهمگين روزگار به ساحل آرام روياهايت رسانده است؟ "پدرت"را مي پرستي!!! مثل من [چشمک][نیشخند][گل][گل]

نینا

منم یه زمانی با بابام مشکل داشتم اما الان می پرستمش

الناز(یلدا)اسفندفرد

با کمی تمرین حتما پایان بندی های بهتری در آینده خواهی نوشت.. براش بیشتر وقت بگذار.... سبز باشی